این وبلا گ سعی دارد کودکان و نوجوانان را با نماز آشنا کنندو نقش ان را در زندگی شرح دهد

ایمان از دیدگاه حضرت على (ع)

در کتاب شریف نهج البلاغه که حاوى سخنان نغز و حکیمانه حضرت على علیه‏السلام مى‏باشد، مساله ایمان از جایگاه و اهمیت ویژه‏اى برخوردار است و به جهات گوناگون آن پرداخته شده است که در این نوشتار به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:

الف) فضیلت ایمان

«همانا بهترین چیز که نزدیکى خواهان به خدا سبحان بدان توسل مى‏جویند ایمان به خدا و پیامبر ... است‏» (1)

ب) اقسام ایمان

«برخى ایمان در دلها برقرار است، و برخى دیگر میان دلها و سینه‏ها عاریت و ناپایدار» (2)

ج) پایه‏هاى ایمان

«ایمان بر چهار پایه استوار است‏بر شکیبائى، و یقین، و عدالت و جهاد. شکیبائى و صبر را چهار شاخه است: آرزومند بودن، ترسیدن، و پارسائى و چشم امید داشتن. پس آن که مشتاق و آرزومند بهشت‏بود شهوتها را از دل زدود، و آن که از دوزخ ترسید، از آنچه حرام است دورى گزید، و آن که خواهان دنیا نبود و پارسائى داشت مصیبتها بروى آسان نمود، و آن که مرگ را چشم داشت، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت.

و یقین بر چهار شعبه است: بر بینائى زیرکانه، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان. پس آن که زیرکانه دید حکمت‏بروى آشکار گردید، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت، و آن که عبرت آموخت چنان است که پشینیان زندگى را در نوردید.

و عدل بر چهار شعبه است: بر فهمى ژرف نگرنده، و دانشى پى به حقیقت‏برنده و نیکو داورى فرمودن، و در بردبارى استوار بودن. پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت‏سیراب گردید و آن که بردبار بود، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود.

و جهاد بر چهار شعبه است: به نیک وادار نمودن و از کار زشت منع فرمودن و پایدارى در پیکار با دشمنان، و دشمنى با فاسقان. پس آنکه به کار نیک واداشت، پشت مومنان را استوار داشت، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود؛ و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود، حقى را که برگردن دارد ادا نمود؛ و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید» (3)

و در جاى دیگر درباره حقیقت ایمان فرمودند

«ایمان، شناختن به دل، و اقرار به زبان و فرمان بردن با اندامها است‏» (4)

د) نشانه‏هاى ایمان

1 - «ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه که اعتماد او بدانچه در دست‏خداست‏بیش از اعتماد وى بدانچه در دست‏خود اوست‏بود.» (5)

2 - کلمه 333 کلمات قصار ص 420 نهج البلاغه:

(در صفت مؤمن فرمود:) شادمانى مؤمن در رخسار اوست و اندوه وى در دلش. سینه او هر چه فراختر است و نفس وى هر چه خوارتر. برترى جستن را خوش نمى‏دارد، و شنواندن نیکى خود را به دیگران دشمن مى‏شمارد. اندوهش دراز است، همتش فراز. خاموشى‏اش بسیارست، اوقاتش گرفتار؛ سپاسگزار است، شکیبایى پیشه است، فرو رفته در اندیشه است، نیاز خود به کس نگوید، خوى آرام دارد، راه نرمى پوید. نفس او سخت‏تر از سنگ خارا - در راه دیندارى - و او خوارتر از بنده - در فروتنى و بى‏آزارى -.

و نیز فرمود: «ایمان آن است که راستى را برگزینى که به زیان تو بود بر دروغى که تو را سود دهد، و گفتارت برکردارت نیفزاید و چون از دیگرى سخن گویى ترس از خدا در دست آید» (6)

ه) آفات ایمان

1 - همنشینى با اهل هوى و هوس

2 - دروغ گفتن

3 - حسد ورزیدن

«همنشینى پیروان هوا فراموش کردن ایمان و جاى حاضر شدن شیطان است. از دروغ دورى گزینید که از ایمان به دور است ... بر هم حسد مبرید که حسد ایمان را مى‏خورد چنانکه آتش هیزم را» (7)

و) عوامل تقویت ایمان

1 - اعمال صالح

«ایمان را بر کرده‏هاى نیک دلیل توان ساخت، و از کردار نیک ایمان را توان شناخت‏» (8)

2 - سلامت قلب

«ایمان بنده‏اى استوار نگردد تا دل او استوار نشود و دل او استوار نشود تا زبان او استوار نگردد» (9)

3 - صبر

«صبر و شکیبائى نسبت‏به ایمان مثل سر است نسبت‏به تن، همانطور که تنى سر ندارد فایده‏اى ندارد، ایمانى هم که صبر و شکیبائى در او نباشد فائده‏اى ندارد» (10)

4 - حیاء

«هیچ ایمانى مثل حیاء نیست‏» (11)

ز) نتائج ایمان

1 - شهود حق

«دیده‏ها او را آشکارا نتوان دید، اما دلها با ایمان درست‏بدو خواهد رسید» (12)

2 - توان فهم معارف عالى

«دانستن امر ما (ولایت) کارى سخت است و تحمل آن دشوار کسى آن را تحمل نکند جز انسان با ایمانى که خداوند قلب او رابراى ایمان آزموده باشد» (13)

پى‏نوشت‏ها:

(1)نهج البلاغه، خطبه 110

(2)همان خطبه 189

(3)همان، کلمات قصار، 31

(4)همان، 227

(5)همان 310

(6)همان، 458

(7)همان، خطبه، 86

(8)نهج البلاغه، خطبه، 156

(9)همان، 176

(10)همان، کلمات قصار، 82

(11)همان، 113

(12) همان، خطبه، 179

(13)همان، خطبه 189

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد حسین محمد طاهری

نقش خانه و مدرسه در اقامه نماز دانش آموزان

«و أمُرْ اَهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها لانَسْئلُکَ رِزقاً نَحْنُ نَرْزُقُک وَ الْعاقِبَة لِلتَّقْوی»
درود و سلام به روح تابناک حضرت امام و همه ی شهیدان راه حق و فضیلت که طلیعه دار تحقق حکومت الهی و دین در ایران اسلامی و زمینه ساز طرح و گسترش اندیشه ی ناب اسلام در جهان معاصر شدند و با آرزوی سلامت، عزت و اقتدار برای مقام معظم رهبری.
هدف از آفرینش انسان رسیدن به تکامل و وصول به مقام قرب الهی است. «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» و چون طریق قرب با اختیار و آگاهی حاصل شود، خداوند منان هم راه های کمال را نشان داده: «اِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیل»، و هم قدرت انتخاب را در اختیار انسان قرار داده که چگونه انتخاب کند: «اِمَّا شاکِراً وَ امَّا کَفُورا» قادر کریم زمینه های پیوند و ارتباط عبد و معبود را با زیباترین الفاظ بیان می فرماید «وَ نَحْنُ أقْرَبُ الَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ» خداوند از
رگ گردن به او نزدیکتر است «رَضِیَ اللَّهُ عَنهُ وَ رَضُوا عَنُه» از رضایت و خشنودی متقابل سخن می گوید: «اُذکُرُونی اَذکُرکُم» یاد می کند ما را، اگر یادش کنیم. «اَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» مایه آرامش دل انسان ذاکر است. در عین حال که رابطه ی انسان با خدا رابطه ی نیازمند با غنی است، رابطه ی عبد است با معبود، اما دعوت به ارتباط و نزدیکی از سوی او صورت می گیرد. هم او است که ما را به این ارتباط صمیمانه ترغیب و تشویق می نماید. جملاتی چون «اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ» «فَاذکُرُونی اَذکُرکُم» و «ذکر ربک» و جملات زیبای دیگر همه نشانه ی توجه به هدایت و دستگیری انسان از سوی او است و دعوت به حفظ این ارتباط معنوی بین انسان و خدا، و نماز زیباترین ارتباط بین عاشق و معشوق است.
نماز به عنوان مهم ترین فریضه ی الهی دارای آثار تربیتی، اخلاقی و اجتماعی در نهادها و نظام هایی مثل خانواده و جامعه می باشد. نماز به عنوان یک فریضه مذهبی در کنار سایر فرائض دینی می تواند نقش اساسی در سالم سازی فردی و اجتماعی ایفا کند.
آثار و عملکردهای فریضه ی نماز را می توان در دیدگاه هایی که رویکردهای روان شناختی، جامعه شناختی، حقوقی و سیاسی داشته باشد،بررسی نمود از لحاظ روان شناختی می توان گفت سرشت پاکی که جوهر وجود انسان به آن آراسته است، در صدد رسیدن به کمالات روحی و معنوی است و نقطه اوج رسیدن به این کمالات موقعی است که انسان روح و روان خود را با چیزی که ورای جهان مادی است، زینت بخشد. زیرا امیال مادی و این جهانی هر چند انسان را خشنود می سازد، ولی او را به کمال نمی رساند. اصولاً نیاز به خدا جویی و عبادت به درگاه وی، ریشه در عمق وجود انسان دارد و امروزه روان شناسان و روانکاوان به این باور رسیده اند که با داشتن تکیه گاه معنوی، انسان کمتر دچار بیماری ها و امراض روحی و روانی می گردد. پس نماز عاملی مؤثر در آرامش روانی انسان ها است: «اَلا بِذِکرِاللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبِ». از لحاظ جامعه شناختی نماز با اینکه در نهایت، یک پیوند درونی میان انسان و خدا می باشد، ولی دارای برخی کارکردها است که موجبات انسجام اجتماعی و وفاق ملی را پدید می آورد و تجّلی روح مشارکت فکری، فرهنگی را به ویژه در جمعه و جماعات به نمایش می گذارد. نماز دارای آثار تربیتی در جامعه و نهادهای مربوط به آن است و روابط افراد جامعه را جهت دار می سازد. در اندیشه ی قرآنی اولین و اصلی ترین مسؤلیت راهیان طریق انبیاء اقامه ی نماز است: «اَلَّذینَ اِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی اْلاَرْضِ اَقامُوا الصَّلَوةَ». در اجرای این رسالت الهی و گسترش فرهنگ اقامه ی نماز سه عامل مهم خانواده، مدرسه، اجتماع نقش اساسی ایفا می کنند.
نقش خانواده
گسترش فرهنگ اقامه ی نماز را در جامعه، همانند بسیاری از پدیده های اجتماعی دیگر باید از کودکی و از محیط گرم و عاطفی خانواده به عنوان اولین کانون تعلیم و تربیت در شکل گیری شخصیت انسان آغاز کرد زیرا کودکان و نوجوانان در بهترین شرایط برای یادگیری و تربیت قرار دارند و آنچه در این ایام بر صفحه وجودشان نگاشته می شود همچون نقشی بر سنگ، ماندنی و پایدار است. کودکی که در محیط خانه ارتباط معنوی پدر و مادر را با خالق خویش شاهد است، گام های نخستین ارتباط با خدا و کسب هنجارهای نمازگزاری را برداشته است. از این رو است که خداوند کریم تأکید بر صبر و پایداری پیامبر به نماز دارد، آنگاه که از او می خواهد خانواده و اهل بیت خود را برای برپایی نماز دعوت نماید «وَ امُرْ اَهْلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصْطَبِر عَلَیها». خانواده باید با فضا سازی مناسب، امکان درک و یادگیری ارتباط با خدا را برای فرزندان فراهم نماید و شیرینی عبادت را با رفتارهای معنوی خود در ذائقه فرزند بچشاند و در ایجاد فضای معنوی و مذهبی که فرزندان را ترغیب و تشویق به امور عبادی و نماز می نماید، باید بکوشد. تمسّک به قرآن مجید خانواده را در آشنایی با ویژگی های روان شناختی دوران کودکی و بکارگیری توانایی های کودک و پرهیز از روش های غلط در تربیت مذهبی، موفق می دارد. نماز و اجتماع کارکردی متقابل نسبت به هم دارند؛ افراد جامعه ای که با نماز تطهیر شده اند، جامعه ای بهنجار خواهند داشت. روابط انسان ها بر اساس عدل و ایمان، مودت و تعاون، حق جویی و خدا محوری شکل می گیرد و مدینه ی فاضله ای خواهد شد که انسان ها در طول تاریخ در جست و جوی آن بوده اند؛ آن گونه که در صدر اسلام با دستان پر رحمت پیامبر جامعه ای اسلامی شکل گرفت که دل های انسان های حق طلب را در اقصی نقاط عالم شیفته ی خود کرد. جامعه ای که در آن ارزش ها حاکم شدند و ظلم و تاریکی و جهل از آن زدوده شد. و امّا متقابلاً جامعه نیز کارکردی مؤثر در شکل گیری انسان هایی آرمانی و خداجوی دارد. جامعه ی اسلامی ما نیز چون یک خانواده ی بزرگ می تواند نقش متفاوتی در تربیت دینی و جامعه ای نمازگزار داشته باشد. در صورتی که هر یک از نهادهایی که موجود در جامعه اند اعم از خانه و مدرسه و جامعه نقش مناسب را اختیار کنند و بر اساس نقش خود کارکردی هماهنگ ارائه نمایند، مجموعه جامعه به سوی تعالی و رشد معنوی پیش خواهد رفت و تعارض ها، رفتارهای ناهماهنگ و اِعمال سلیقه های گوناگون در سیاست گذاری کلان فرهنگی کشور تبدیل به وحدت رویه خواهد شد.
نقش مدرسه
از آنجا که کودکان و نوجوانان بیشترین و مناسبترین اوقات خویش را در مدرسه می گذرانند، لذا مأنوس نمودن آنان با این فریضه الهی و ترغیب آنان به نماز نیازمند فراهم آوردن شرایط و امکانات متناسب در مدرسه است. در فرهنگ اسلامی، مدرسه جایگاه تربیت و پایگاه تعلیم است؛ در مدرسه هم باید اخلاق و فضیلت و معنویت را گسترش بخشید و هم علوم و فنون را تعلیم داد. بر اساس این اندیشه، وقتی کودک با فطرت پاک خدادادی وارد مدرسه می شود باید امکان حرکت هماهنگ و همسو و وابسته به یکدیگر را داشته باشد. از یک سو باید روح و روان و جسم او متناسب با نیازهای فردی و اجتماعی پرورش یابد، اصول اخلاقی را باز شناسد و به آنها متخّلق شود، ارزش های اسلامی را محترم شمارد و از آنها پاسداری نماید و برای عبودیت خداوند و زندگی بر مبنای تعالیم الهی در جامعه اسلامی تربیت شود، و از سوی دیگر باید بتواند متناسب با نیاز حال و آینده ی جامعه، معلومات و فنون مورد نیاز را فرا گیرد، با اطلاعات و علوم روز آشنا شود و مهارت های ضروری برای حضور در صحنه ی تولید و سازندگی را کسب کند. تحقق اهداف مذکور و فراهم آوردن زمینه های رشد و شکوفایی استعدادهای کودکان و نوجوانان وابسته به عوامل متعدد از جمله وجود معلم و مربی علاقه مند و دلسوز، برنامه های مناسب و آموزنده، آموزش های سازنده و جذاب، مدیریت آگاه و دقیق و فضای دلپذیر و شاداب می باشد. اگر این عوامل به نحو مطلوب در مدرسه فراهم آید، می توان رشد و بالندگی دانش آموزان را نظاره نمود. در غیر این صورت فرآیند تعلیم و تربیت آسیب دیده و بازده امکانات و منابع به حداقل خواهد رسید. فرزندان انقلاب بهترین دوران زندگی خود را در مدرسه می گذرانند و تربیت مذهبی آنها نیاز به شناخت عمیق و فراهم آوردن امکانات انسانی و فیزیکی مناسب دارد؛ لذا با توجه به سپری کردن دوران کودکی و نوجوانی در مدرسه و تحولات روحی و روانی این دوران، اتخاذ راه کارهای کلیشه ای و تکراری نمی تواند پاسخ به نیازهای هر دوره باشد. توجه به ویژگی ها و نیازهای دانش آموزان در حیطه های مختلف در دوران دبستان و راهنمایی و متوسطه، تدوین اهداف تربیت دینی و نوسازی معنوی مناسب، هر دوره را از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد کرد. امام صادق علیه السلام در توصیه به یارانشان که رسالت تعلیم و تربیت را بر عهده داشتند فرمودند: «عَلَیکُم بِالاَحداثِ» بر شما باد به نسل جوان، آنهایند که هر چه بر آنها عرضه شود فرا می گیرند. از دیدگاه ائمه اطهار نقش جوانان و عنایت به آنها بسیار با اهمیت است و ائمه با توصیه های فراوان نسبت به این قشر تأکید کرده اند. بحث تربیت دینی و جامعه را بر مبنای اعتقادات ارزشی سوق دادن، یک بحث جدی در فرهنگ انقلاب ما است. تربیت دینی برای همه انسان ها و همه گروه ها از زن و مرد و پیر و جوان و کوچک و بزرگ مطرح می باشد و دینداری و زندگی بر محور ایمان یک ضرورت است. ما باید باورهای دینی را در قشر جوان، خصوصاً دانش آموزان رشد دهیم تا فرهنگ دینی و اعتقادی در این قشر تقویت شود. زیرا مزرعه وجود آنها، کشتزار اندیشه ی آنها، در این دوران آماده ی پذیرش فرهنگ فطری است و به همین دلیل مسئولیت آموزش و پرورش بیش از دیگران می شود. آموزش و پرورش نیز باید باب معرفت را به روی دانش آموزان گشوده، میدان مباحثه و تفحص را در جوانان تقویت کند تا خلاّق و خودجوش راه های معرفت را تعقیب کنند.
مدرسه به عنوان مرکز فراگیری مراسم دینی و مذهبی می تواند به عنوان بزرگترین چاره ی انحرافات درون مدرسه ای برای کنترل و درمان نابسامانی های دانش آموزان باشد. تحقیقات و بررسی های انجام شده نشان می دهد مدارسی که اقامه نماز را جدی گرفته اند، اضطراب ها و ناهنجاری ها، ضد ارزش ها و مشکلات اخلاقی کمتری را شاهد بوده اند. به کارگیری شیوه های متنوع در ارائه مفاهیم دینی و کمک طلبیدن از هنر سینما و فن آوری جاذبه و شادابی نسل جوان را در تربیت افزون خواهد کرد. مربیان و اولیای مدارس الگوی رفتار و سرچشمه ی آگاهی و عاطفی دانش آموزان هستند و هر چه این چشمه زلالتر و جوشانتر باشد، نشاط و طراوت و سرسبزی حاصل از آن بیشتر خواهد شد. توجه به منزلت معلم راه را برای جذب انسان های عالم و عامل به آموزش و پرورش می گشاید و چنین معلمینی می توانند چراغی فرا راه انسان های گم گشته باشند و نور ایمان و معرفت را در دل ها روشن نمایند. فضا سازی مناسب و شرایط فیزیکی مدارس در شکل گیری شخصیت دانش آموزان نقش اساسی دارد، فضای آموزشی مناسب باید از زوایای گوناگون پاسخ گوی نیازهای آموزشی و تربیتی دانش آموزان باشد. مدرسه همان گونه که نیاز به کلاس و آزمایشگاه دارد، به نمازخانه و کتابخانه هم نیاز دارد. حاکم شدن فرهنگ اسلامی در معماری مدارس، زمینه را برای توسعه ی معنوی دانش آموزان فراهم می نماید. تقدم اولویت های فرهنگی و مذهبی در طراحی فضاهای آموزشی چهره ی مدارس را دگرگون نموده، بستری مناسب برای نوسازی معنوی فرزندان ایران اسلامی فراهم خواهد آورد.
باور داشتن استعدادهای موجود در کودکان و نوجوانان، در کشوری که یک سوم جمعیت آن را دانش آموزان تشکیل می دهند، ذخیره ای عظیم در انجام هر برنامه تربیتی و آموزشی در اختیار مسئولین کشور، به ویژه آموزش و پرورش قرار می دهد. فراهم آوردن شرایط مناسب برای مشارکت این خیل عظیم، علاوه بر دست یابی به اهداف تربیت دینی، حرکتی درون زا را شکل می دهد و موجب رشد خودباوری در نسل آینده خواهد شد. اگر چه در ترویج و احیای فرهنگ نماز عوامل متعددی نقش آفرین هستند و در عین حال عوامل بی شماری نیز در خنثی سازی و ترویج روحیه ی بی تفاوتی نسبت به این فریضه ی الهی وجود دارد. لذا به امکانات و تسهیلات زیادی برای مقابله نیاز است. اما آموزش و پرورش نیز باید به نحو مطلوب از این فضای ملکوتی برای احیا و ترویج فرهنگ نماز بهره برداری نماید؛ هم در فرهنگ سازی مربوط به این فریضه ی الهی برنامه ریزی و اهتمام کند و هم در فضاسازی، این مهم را مد نظر قرار دهد، به نحوی که با رفع موانع و ایجاد مقتضیات مناسب، زمینه های شکوفایی و تجلی این زیباترین مراتب بندگی در عرصه ی تعلیم و تربیت بیش از پیش به نمایش گذاشته شود. به امید آن روز.ان شاءالله

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد حسین محمد طاهری

چگونگی ترغیب دانش‌آموزان به نماز جماعت

مقدمه
پروردگار متعال، خالق آدمی است او با تمام صفات و ویژگی های انسان و نیز سیر تکامل و رشد او بی‌کم و کاست آشناست.
به همین جهت بهترین و کامل‌ترین برنامه تربیتی را نیز از طریق پیامبران شایسته خود برای انسان فرستاده و در اختیارش قرار داده است.
تعلیم و تربیت مهمترین  و والاترین  وظیفه بزرگترین  معلمان  بشریت ، پیامبران  بزرگ خدا و امامان  راهنما (ع) است.
آنان که برای راهنمایی آدمی مبعوث شده اند سرچشمه‌های سعادت و نیک بختی را به روی او گشوده اند. پیش از آن راه بنمایانند همراهان خود را به خوبی شناخته و از راز و رمزهای وجود آنها و پیچیدگی های درونی و بیرونیشان آگاه گردیده اند.
در تعلیم و تربیت برای معلمان و مربیان و اولیاء نیز آشنایی با ویژگی های مخاطبان بیش از هر چیز دیگری مهم و حیاتی است.
کسانی که قرار است تحت یک برنامه منظم و دقیق آموزشی و تربیتی، دانش، نگرش، توانایی بیشتر، بهتر و جدی تر کسب کنند.
کار زمانی حساس‌تر و دقیق‌تر می شود که مخاطبان، کودکانی باشند که هر نقش کوچکی تا ابد بر صفحه جان و اندیشه شان باقی خواهد ماند.
این چنین است امام متقین، امیرالمؤمنین(ع) تعلیم و تربیت فرزند خویش را با تعلیم کتاب خدا و تأویل و درک فهم آن آموزش شریعت مقدس و حرام و حلال خدا آغاز و بر آن پافشاری می‌کند.
یکی از مسائل مهم در تربیتی دینی کودکان و نوجوانان این است که به موازات آموزش تعالیم دینی و پرورش فکری و اعتقادی آنها، لازم است عواطف دینی نیز در آنها رشد و گسترش یابد.
در دوره کودکی و نیمه نخست دوره نوجوانی اهمیت این امر بیشتر است.
شرکت در مراسم مذهبی از قبیل نماز جماعت، نماز جمعه، مراسم اعیاد مذهبی، مراسم سوگواری در ماه محرم، مراسم شب های قدر، جلسات دینی و ... در پرورش عواطف دینی کودکان و نوجوانان بسیار موثر است.
حضور در این قبیل برنامه ها پیوند قلبی آنها را با دین و معنویات افزایش می دهد و زمینه را برای شکوفایی ایمان فراهم می سازد.
این پیوند قلبی با دین سرمایه ای گرانبها برای این دوره و دوره های بعدی است. 
در این جا باید به نقش منحصر به فرد نماز اشاره کنیم، نماز ارتباط قلبی انسان با یاد خداست و نقشی بسیار سازنده در تربیت روحی و اخلاقی انسان دارد. کسانی که با نماز آشنا هستند به پایگاه روحی و معنوی با ارزشی دسترسی دارند.
نوجوانان به این پناه معنوی بیشتر نیازمندند.
نوجوانانی که اهل نماز هستند در صورتی که لغزش هایی داشته باشند با اتکاء به این ارتباط پیوسته و منظم، راحت تر می توانند از لغزش های خود برگردند و خود را پا سازند، از این رو نباید از نقش اساسی نماز در تربیت کودکان و نوجوانان غفلت کرد.
توضیح وضعیت آموزش
در کنار دامنه‌های کوه مدرسه راهنمایی دخترانه ای وجود داشت که این مدرسه بصورت شبانه روزی اداره می شد، یعنی در روستاهایی که مدارس راهنمایی وجود نداشت.
دانش آموزان برای ادامه تحصیل به این گونه مدارس راه می یافتند.
امکانات این مدرسه تا حدودی کامل بود ولی امکانات خوابگاهی چندان مورد رضایت نبود.
 بطوری که از سالن خوابگاه هم بعنوان سالن نمازخانه و هم به عنوان سالن غذاخوری و در بعضی از سالها که تعداد جمعیت خوابگاهها زیاد بود به عنوان سالن خواب نیز استفاده می شد.
مدیر و معلمان این مدرسه هم اکثرا غیر بومی بودند.
بیان مسئله
در چنین وضعیت آموزشی، پس از زنگ پایانی کلاس دانش آموزان غیر خوابگاهی به منزل خود می رفتند و دانش آموزان خوابگاهی در مدرسه می ماندند تا در برنامه های دینی نماز شرکت کنند و پس از صرف ناهار دوباره در سر کلاس حضور داشته باشند.
پس از نواخته شدن زنگ نماز و پخش اذان از طریق رادیو دانش آموزان موظف بودند که وضو بگیرند تا در مراسم نماز شرکت جویند.
آن روز هم صدای اذان در فضای مدرسه طنین انداز شده بود.
زنگ نماز زده شده بود.
عده‌ای از دانش آموزان در زمین والیبال مشغول بازی بودند و از بازی کردن دست بردار نبودند، عده ای دیگر هم به بهانه های مختلف محل نماز را ترک می کردند.
معاون مدرسه به حیاط آمد و دانش آموزان را به زور روانه نماز کرد.
همین زور و اجبار هر روزه سبب شده بود که روز به روز از تعداد نمازگزاران کمتر شود، بطوری که پس از گذشت یکماه از سال تحصیلی تنها حدود 10 نفر در محل نماز حاضر می‌شدند.
مدیریت مدرسه روز به روز غم و غصه اش در رابطه با مسئله نماز مدرسه بیشتر می شد، زیرا می‌دید که در آغاز مدرسه سالن نمازخانه از جمعیت موج می‌زد، ولی حالا 10 نفر بیشتر در نماز شرکت نمی کنند.
برای بررسی و حل این مسئله جلسه مشورتی تشکیل داده و با مشورت کلیه همکاران علل اساسی آن مورد بررسی قرار گرفت.
مسأله مورد بررسی در آن جلسه عبارت بود از «دلایل عدم شرکت دانش آموزان در نماز جماعت مدرسه».
 
شناسایی علت
با نظر و مشورت کلیه همکاران به شناسایی علت پرداخته و دلایل زیر را در رابطه با علل آن مشخص نمود.
1- نداشتن امکانات نمازخانه ای
2- احساس رنج و ناراحتی هنگام نواخته شدن زنگ نماز. چرا که ناخودآگاه برای بازی دانش آموزان محدودیت بوجود آورده بود.
3- عدم الگو و مدل مناسب که دانش آموزان در برخورد با آن الگوها و مدل ها از آنها اقتباس نمایند، « بخصوص مدل و الگو در زمینه کمالات روحی و اخلاقی ».
4- متوسل شدن به زور و اجبار و تهدید و ارعاب.
5- نداشتن انگیزه برای انجام کارها بخصوص در وظایف دینی.
6- مسئولیت نداشتن دانش آموزان در برگزاری نماز جماعت.
7- فقدان استمرار و برنامه ریزی دراز مدت در باب نماز.
8- شیوه های نامناسب دعوت به نماز.
9- نداشتن احساس خوشایند در اوقات نماز.
10- نارسایی مکان برپایی نماز که عبارتند از: کمبود سرویسهای بهداشتی، کثیف بودن محل نماز، تنگ بودن محل نماز، بوی تعفن جورابها، و پارگی جورابها و بیرون زدن انگشتان پا، طولانی بودن برنامه نماز، فقدان امکانات وضو گرفتن.
راهکارهای پیشنهادی برای تغییر
پس از یافتن علل فوق راههای پیشنهادی زیر داده شد.
1- اولین گام را فرآیند دینی دانش آموزان محبت و خوش افتخاری با آنها و ایجاد نشاط در آنها دانسته و یادآور شده که روابط آموزش، مذهبی می بایست بر اساس انس و الفت و دوستی و محبت صورت گیرد.
چرا که محبت به دانش آموزان و خوش افتخاری با آنها توسط الگوهای بزرگسال مؤثرترین و پایدارترین روش در ارضای نیاز فطری می باشد. و به فرمودهٔ رسول خداوند (ص) از نظر خداوند مسرور ساختن دل مؤمنان و ایجاد نشاط در کودکان و نوجوانان و خوش افتخاری با آنها از بهترین عمل هاست.
2- پرورش انگیزه بخصوص انگیزهٔ درونی در دانش آموزان به جای تهدید و ارعاب و نمره انضباط کم کردنها، تا خود دانش آموزان با میل و رغبت به انجام وظایف دینی خود اقدام کنند.
انگیزه حالات و شرایط درونی است که رفتار شخص را تحریک می کند و در جهت معینی سوق می دهد.
آنچه می تواند کودک را به طرف رشد و کمال سوق دهد انگیزه هایی است که از درون او را به سمت اهداف هدایت می کند، انگیزه ها نیروی حرکت به طرف اعداف تربیتی را تأمین  می کند، از این رو این انگیزه ها باید شناخته شود.
برای هر رفتاری که از انسان سر می زند،  می توان انگیزه و یا انگیزه هایی را جهت جست و جو کرد و هر قدر انگیزه‌ها قوی باشد، رفتارهای فرد با شدت و جدیت بیشتری به انجام می رسد.
راههای بوجود آوردن انگیزه در دانش آموزان:
1- واداشتن دانش اموزان به فعالیتهای مختلف و به صورت جذاب و جالب.
2- باید تلاش نمود تا در دانش آموزان احساس نیاز بوجود آید.
3- در شرایط مقتضی باید از تشویق های کلاسی استفاده کرد.
4- استفاده از کلماتی چون خوب، مرحبا، آفرین و عالی پس از عملکرد درست دانش آموز از تدابیر مؤثر در ایجاد انگیزه است.
5- مشخص نمودن نحوهٔ انجام کار برای دانش آموز.
6- تبادل نظر با دانش آموزان دربارهٔ مشکلات و شرکت دادن آنها در طرح نقشه های کار و فعالیت.
7- اجتناب از مقایسه اجتماعی دانش آموزان.
8- قدردانی از کار و فعالیت دانش آموزان که او را به انجام کوشش و دلبستگی بیشتری وادار خواهد کرد.
9- گوشزد نمودن موفقیت های دانش آموزان در زمان حاضر و همچنین فراهم کردن زمینه لازم برای عمل موفقیت آمیز دانش آموزان انگیزه های او را تقویت می کند.
10- بوجود آوردن انگیزش از راه سر مشق گیری چه معلمان و چه دانش آموزان نمونه چرا که از طریق همانند سازی به فعالیت علاقمند می شوند.
11- داشتن برنامه ریزی جهت انجام فعالیتها برای زندگی روزمره خود.
12- اجتناب از اجبار در فعالیتها که از تضعیف انگیزه ها جلوگیری می کند.
13- واگذاری مسئولیت برگزاری نماز جماعت، انتخاب پیشنماز، مذاکره احکام و اخلاق به خود دانش آموزان تا در در پرتو این مسئولیت سپردنها و شخصیت دادن ها با عشق و علاقه به اداره نماز بپردازند.
14- توجه به توانمندیهای دانش آموزان در اقامه نماز.
15- برنامه ریزی کامل و لازم برای دانش آموزان و مشخص نمودن ساعات استراحت و بازی و مطالعه و...
16- گفتگوی مدیر مدرسه با اداره آموزش و پرورش و کمک از اهالی روستا جهت احداث سالن نمازخانه.
17- قرار دادن کمالات روحی و اخلاقی زیبای خود در معرض دید دانش آموزان همانطور که امام جعفر صادق (ع) می فرماید:
« کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکُم‏»  : « بکوشید برای آشنایی و خو گرفتن مردم با خوبی ها و زیباییها، و اعمال زیبای خود را به آنان ارائه دهید.»
چرا که دانش آموزان با مشاهده این کمالات موجود در معلّمان و سایرین خود نسبت به آنان متمایل شده و تلاش خواهد کرد که رفتارهای اخلاقی دینی را اقتباس نماید.
18- پرهیز از هر نوع زور و اجبار درباره دانش آموزان، چرا که این خلق و خوی هر انسانی است که در برابر زور و تحمیل بمقاومت برخاسته و ایستادگی کند، به طوری که خداوند هم اکراه و زور را در دین نفی کرده است آنجا که می فرمایند: « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏»
19- تعظیم و تکریم نماز توسط الگوهای رفتاری : وقتی دانش آموزان می بینند که معلمان به صورت انفرادی نماز می خوانند، احساس تضاد و تحمیل نموده و از رفتن به نماز خودداری می کنند. انسان پیش از آمکه از کلام دیگران تأثیر بگیرد از عمل انان اثر می پذیرد.
20- ایجاد نشاط و احساس خوشایند و دوست داشتنی در دانش آموزان نسبت به ارزشها و رفتارهای مذهبی.
21- توأم نمودن نماز با تجارب متنوع و خوشایند برای دانش آموزان.
22- افزایش تجارب موفقیت آمیز دانش آموزان در خواندن نماز.
یافته های پژوهش در عمل
جهت به اجرا درآوردن راههای پیشنهادی مذکور به شرح زیر عمل کردیم :
1- استفاده از جملات زیبا و متناسب و نصب آن در محل نماز توسط دانش آموزان.
2- اقامه نماز با حضور معلمان مدیر و معاون مدرسه در محل نماز و حیاط مدرسه و جاهای مختلف دیگر.
3- دعوت نمودن از دانش آموزان مدارس مختلف به همراه معلمان آنها برای اقامه نماز و صرف ناهار.
4- دعوت نمودن از ادارات مختلف جهت شرکت در نماز جماعت.
5- نقل یا نمایش قصه ها، خاطره های زیبا در ارتباط با اهمیت و عظمت نماز توسط معلمان و دانش آموزان.
6- بردن دانش آموزان به مجالس مذهبی گوناگون، دعا، سخنرانیها و ...
7-  اجرای برنامه های متنوع و پر نشاط توسط دانش آموزان در محل نماز در مراسم های مختلف به طوری که تصاویر خوشایند و زیبا از محل نماز در ذهن و خاطر دانش آموزان بر جای گذارد.
8- تشویق و ترغیب دانش آموزان به پاکیزگی و آراستگی خود به هنگام نماز.
9- انتخاب دانش آموزانی که از نظر درسی و اخلاقی برجسته و نمونه بودند به عنوان پیشنماز برای بیان کردن احکام.
10- استقبال از نمازگزاران با عطر گلاب توسط مدیر و معلمان و دانش آموزان به طوری که این بوی خوش عطر و گلاب در دانش آموزان مؤثر افتاد و احساس خوشایندی در آنان بوجود آورد.
11- تشویق و ترغیب دانش آموزان به طریق مختلف و اهداء جوایزی چون قرآن، مفاتیح، جوراب، مهر و جانماز و چادر نماز.
12- دعوت نمودن از امام جماعت روستا برای اقامه نماز.
13- بیان نمودن قصه ها و داستانهای قرآنی زیبا و جذاب که باعث جذب دانش آموزان شد.
14- درست نمودن کارتهای امتیازی و اهداء به دانش آموزان در صورتی که همکاری و یا طرح و ابتکاری داشتند تا پس از جمع نمودن امتیازهای لازم به جایزه های مورد نظر برسند.
15- همهٔ دانش آموزان را در ادارهٔ نماز سهیم نموده و به آنها مسئولیت داده و برنامه داوطلب برگزاری نماز جماعت را به شرح زیر در محل نماز نصب نموده.
       
میزان سودمندی و نتایج حاصل از انتخاب راه حل
روزهای بعد وقتی زنگ پایانی مدرسه نواخته شد دیگر از داد و بیداد و جنجال خبری نبود.
با بلند شدن صدای اذان بدون اینکه بهانه ای باشد خود دانش آموزان وضو گرفته و با عشق و علاقه به سمت محل نماز حرکت می کردند و فضای محل نماز را بوی خوش عطر و گلاب پر کرده بود.
چرا که کسی به دانش آموزان نمی گفت که به نماز بروید.
به علاوه همه دانش آموزان در اداره نمازخانه سهیم بودن و شرکت می‌کردند.
از همه اینها گذشته خود بچه ها یکی از شاگردان برجسته از نظر اخلاقی را انتخاب نموده و او را به عنوان پیشنماز قرار داده بودند.
 بچه ها بزبان حال می خواستند بگویند همانطور که پیامبر از میان مردم و از خود مردم بر انگیخته شد باید پیشنماز مدرسه هم از میان خود شاگردان انتخاب کرد.
نکتهٔ دیگر اینکه مدیر مدرسه بهمراه معلمان و معاون در موقع نماز در صفوف دانش آموزان شرکت می کردند و با این کار عملا دانش آموزان را به نماز علاقمند می کردند.
در پایان به فرمودهٔ حضرت علی‌(ع) صفحه دل نوجوانان همچون زمین مستعدی است که هیچ گیاه در آن نروییده و آماده هر نوع بذر افشانی است. و باید بدانیم که اسلام هم به انسان ها تحمیل نشده بلکه پس از عرضه شدن جذابیت و حلاوت آن انسانها را وادار به گرایش کرده است.

پس به جای توسل و زور و ارعاب و تهدید باید در عمق جان انسانها انگیزه بوجود آورد تا خود حلاوت آن را احساس نموده و با عشق و علاقه به انجام فعالیتهای دینی خود بپردازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد حسین محمد طاهری
جملاتی در مورد نماز

جملاتی در مورد نماز

- « نماز، محکم ترین رشته ی الفت بین بندگان و خداست، و وای برآن کسی که از این پیوند جداست، و حیات و زندگیش از نور این عبادت پربها، بی بهره است. 
- نماز، واقعیتی است که خداوند مهربان از باب عشق و محبت از انسان خواسته است، نماز نورانی ترین حکم در شبستان حیات بندگان شایسته الهی است. 
- نماز، ریسمان اتصالی است که همه هستی و موجودیت آدمی را به ملکوت پیوند داده، و مانند این رشته پرارزش و منبع فیض، برنامه ای برای ایجاد ارتباط بین بشر و حق مطلق نمی توان یافت. 
- نماز، پناه بی پناهان، سنگر دردمندان، گلستان روح افزای عاشقان، چراغ پر فروغ نیمه شب مشتاقان، صفای دل مستان، و سیر و سلوک آگاهان است. 
- نماز، برتر از همه عبادات، تجلی تمام واقعیات، منبع برکات، و کلید حل تمام مشکلات، و پاک کننده خطرات و خاطرات از قلب، و نور و روح عارفان و خالصان است. 
- نماز، زنده کننده جان، صفا بخش حیات جاودان، روشنی راه رهروان، تکیه گاه سالکان، راز و نیاز عارفان، سرمایه مستمندان، دوای درد بی درمان، شعله ی دل بیداران، نوای قلب بی دلان، دلیل گمراهان، امید امیدواران، مایه ی شادی سحرخیزان، سوز جان سوختگان، حرارت روح افسردگان، مایه ی بقای جان، و دستگیر انسان به موقع خطر و نجات آدمی از شر، و درمان وجود از تمام بدبختی هاست. 
- نماز، عمود دین، عصمت یقین، رأس احکام دینی، آیت مبین، نور جبین، زداینده اندوه غمین، برطرف کننده ی شرم شرمگین، علاج کننده ی طوفان روحی سهمگین، دلگرمی دل مسکین، و شادی جان اندوهگین است. 
- نماز، مایه ای است که بدون آن کسی لایق بارگاه قرب نیست، و زمینه ای است که بدون آن جلب فیض خاص از پیشگاه با عزت ربوبی برای هیچ کس امکان ندارد. 
- نماز، حقیقتی است که کیمیای حیات بدون آن بی سود است، بی خبران از نماز بی خردانند، و محرومان از این مقام اسیر دست شیطانند، ثروتمندان بی نماز تهیدستند، و فقیران با نماز ثروتمندان بزم وجودند.
- نماز، روزنه ای به سوی بهشت، و انسن ناقد آن هیزم جهنم است و میدان زندگی بدون نماز، مانند منطقه ای بدون خورشید، و خانه ای خالی از این حقیقت است. از رحمت خاص حضرت دوست جداست، دلی بی نماز جایگاه کبر و غرور و جان بی نماز، تراکمی از ظلمت ها و پستی هاست.
- نماز، حقیقت بندگی و اصل پایندگی است؛ نبود آن مایه ی شرمندگی، و سستی از آن علت سرافکندگی، و نور آن حرارت بخش زندگی، و فرار از آن ریشه شر و افسردگی، و اجرای آن عین آزادگی، و اتصال به آن رها شدن از بردگی، و وجود آن در میدان حیات عین سازندگی؛ و نمازگزار واقعی بدون شک دور از هر آلودگی است. 
- نماز، رهبری به سوی خوبی ها، ظهور دهنده ی درستی ها، نجات دهنده از پستی ها، علاج کننده ی نادرستی ها، شفای مستی ها، و درمان همه ی دردهاست.
- نماز، راهبر و رهبر، وسیله قرب به داور، و نسبت به عبادات دیگر هم چون جوهر، و در دنیا و آخرت ناصر و یاور، و بر تمام خوبی ها مصدر، و واجب بر جمله افراد بشر است. 
- نماز، برای زندگی بهترین حاصل، و فاقد آن موجودی ناقابل، و کشتی نشینان حیات را ساحل، و برای راهروان راه بهترین منزل، ودل عشاق حقیقی به آن مایل، و روح در حال پرواز را محمل، وشمع روشنی بخش هر محفل، و بین انسان و عذاب فردا حائل. 
- نماز، در فرهنگ الهی ریشه و بنیان، و برای صورت حیات به منزله ی جان، بهترین دستور و حکم قرآن، و امر واجب حضرت سلیمان، و اجرایش بر همه کس سهل و آسان، و نور صفابخش دل با ایمان، و میوه باغ عرفان، برای بندگان عالی ترین احسان، و صحیفه حق را بهترین عنوان، و دردها را درمان و راه انسان به سوی رضوان الله اکبر است. 
- نماز، عین هدایت، مغز ولایت، بهترین عنایت، برترین کفایت، محکم ترین وصایت، عالی ترین روایت، ریشه ی درایت، قابل رعایت، از عذاب الهی، هر کس را کفایت، قرآن مجید را شدیدترین آیت، رساننده ی انسان به حقیقت بی نهایت، بر پادارنده اش برای گرفتن فیض الهی قابل.» (1) 
- خداوند، ما را به صراط المستقیم انسانیت هدایت فرما و از جهل خود پسندی و ضلالت خود بینی مبرا کن و به محفل انس ارباب عروج روحانی و مقام قدس اصحاب قلوب عرفانی بار ده و حجاب های انانیت ظلمانی و انیت نورانی را از چشم بصیرت ما برافکن تا به معراج حقیقی نماز اهل نیاز واصل گردیم. 
- یاد دارم که شبی در کاروان همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته. شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود، نعره ای برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت. چون روز شد، گفتمش آنچه حالت بود. 
گفت: بلبلان را دیدم که به نالش درآمده بودند از درخت و کبکان از کوه، و غوکان در آب و بهایم از بیشه؛ اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته. 
دوش مرغی به صبح می نالید 
عقل وصبرم ببرد و طاقت هوش
یکی از دوستان مخلص را 
مگر آواز من رسید بگوش 
گفت باور نداشتم که ترا 
بانگ مرغی چنین کند مدهوش 
گفتم این شرط آدمیت نیست 
مرغ تسبیح گوی و من خاموش 
- الهی عادت تو احسان است و عادت ما عصیان، پس ترک مده عادت خود را به تغییر عادت ما عاصیان؛ چه عادت های تو همه پسندیده و قدیم است و سنت های تو همه مرضیه و قویم؛ الهی تویی که معروفی به احسان و موصوفی به عفو و غفران، پس از ما عفو کن به احسان قدیم خود و بر ما ببخشا به من عظیم خود. (2)
ای لطف بی نهایت تو دستگیر ما 
انعام تست در دوجهان ناگریز ما
گر واقع است در عمل ما تزلزلی 
تو واقفی ز نیت و سر ضمیر ما
دنیا و آخرت ز تو خواهیم کز کرم 
نعم الوکیل مایی و نعم النصیر ما 
نومید کی شویم ز لطفت که هر سحر 
آید ز حضرت تو ندا کای فقیر ما
خوش باش کز برای تو آماده کرده ایم 
گنج عطای وافر و اجر کثیر ما 
از تو نشان نبود در آن دم که می نوشت 
نام تو بر جریده رحمت دبیر ما 
آخر همان کنیم که از لطف ما سزد 
هان استوار باش به فضل کبیر ما 
چون در کمند عشق مقید شدی جنید 
رو دولتی شناس که هستی اسیر ما 
گوهر مقصود 
ارزنده ترین گوهر مقصود نماز است 
زیبنده ترین هدیه به معبود نماز است
کوبنده ترین اسلحه ی مکتب توحید 
کز ریشه کند خصم تو نابود، نماز است 
گفتم به خرد، پایه دین نبوی چیست ؟
فریاد برآورد و بفرمود: نماز است 
آن نکته رسول مدنی گفت به سلمان 
سری که به توفیق تو افزوده نماز است 
فرمود علی شیر خدا ساقی کوثر 
در مکتب ما، مقصد و مقصود نماز است 
گویند که با فضه چنین فاطمه فرمود 
سرچشمه ی لطف و کرم و جود نماز است 
در دادگه عدل خدا روز قیامت 
از صلح حسن شاهد و مشهود نماز است 
از آمدن کرببلا آنچه به عالم
مقصود حسین بن علی بود، نماز است 
ای آن که تویی منتظر مهدی موعود 
رمزی که نماید فرجش زود، نماز است
آن روز که آید ز پس پرده غیبت 
اول هدف مهدی موعود، نماز است 
« ژولیده » بگو تا همه خلق بدانند 
نزدیکترین راه به معبود نماز است 
سر مناجات 
تا روی دلت سوی خرابات نباشد 
آگاهیت از سر مناجات نباشد 
ای زاهد خودبین، به خدا راه نیابی 
تا عاشقیت حاصل اوقات نباشد 
جز یار نبینی اگر دیده شود باز 
رو دیده بجو حاجت اثبات نباشد 
عکس رخ جانان نپذیرد دل تنگت 
گر سینه ی تو پاک چو مرآت نباشد 
دو صیقل اخلاص، بزن لوح درون را 
کاین کار - به تزویر به طامات نباشد 
جز نامه ی انسان، که ز عشقش شده نامی 
کس در خور این فخر و مباهات نباشد 
ایزدی کازرونی 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد حسین محمد طاهری